w w w . m y m e r a j . i r

بسم رب فاطمه سلام اله علیها

شهيد يوسف رضاابوالفتحي سال 1334 در دامان پر عطوفت خانواده اي نجيب و دين باور از اهالي شهرستاننهاوند از توابع همدان تولد يافت . دوران كودكي و نوجواني خود را با كار مستمر وتحصيل پشت سر نهاد طوري كه مراتب تحصيلي اش را با جهد فراوان تا مقطع ديپلم پيش بردو به عنوان جواني متدين همراه با اندوخته هاي معنوي و علمي آماده پذيرائي مسئوليتهاي بزرگ زندگي شد و در مسير كمال و بالندگي گام برداشت .قبل از انقلاب هنگامي كهسيل خروشان مردم به رغم ايمان و اخلاص به حكومت اسلامي و امام (ره ) به خيابان هاريختند دوشادوش مردم در جهت سرنگوني رژيم پليد شاهنشاهي فداكاري نمود. او انسانيمهربان , فروتن , مذهبي زحمتكش و مقاوم بود. برپايي نماز , شركت در مراسم دعا ونيايش و هيات هاي مذهبي به روح مقدسش صيقل مي بخشيد. با مشكلات و مصائب زندگي باصبر و حوصله برخورد مي كرد و اطرافيان را هم به اين امر تشويق مي نمود. وي پس از بهثمر رسيدن انقلاب عزيز اسلامي , در سال 57 به جمع پاسداران كميته انقلاب اسلامي درآمد و اوج شكوفائي شخصيتش در اين مرحله از زندگي براي خدمت و انجام وظيفه به امتمسلمان كشورمان به معرض ظهور درآمد. با عشق و علاقه اي كه به امر آموزش داشت پس ازچندي موفق به اخذ مدرك ليسانس نظامي شد.

در زماني كه حملات كفار بعثي به كشورمانشروع شد سريعا با حضور فعال در جبهه هاي حق عليه باطل به رشادت , ايثار و افتخارآفريني پرداخت و خدمات بسياري در خطوط مقدم جبهه ها انجام داد. شهيد ابوالفتحي ازبدو استخدام به رغم لياقت هاي شايان توجهي كه داشت مسئوليت هاي بسياري را عهده داربود از جمله معاون كميته منطقه يك تهران , مدير كل مواد مخدر , فرمانده گردان , معاون جنگ كميته انقلاب , فرمانده يگان حفاظت , فرمانده كل عمليات كميته انقلاباسلامي , فرمانده قرارگاه مركزي محمدرسول الله (ص ) , فرمانده يگان دريايي كل كميته , جانشين معاون اطلاعات و عمليات كل , فرمانده محور در كردستان , فرمانده قصر شيرين , فرمانده ناحيه انتظامي تهران بزرگ و در آخرين مسئوليتش كه فرمانده انتظامي استانفارس را بر عهده داشت در حين درگيري با اشرار مسلح و آدم ربايان در شهرستان فساواقع در ناحيه انتظامي فارس در حالي كه شهيد فرماندهي عمليات را برعهده داشت بر اثراصابت تير مجروح گرديد. اين مجاهد دلير و بزرگوار كه تمام زندگي خود را وقف اين مرزو بوم كرده بود حتي در عزيزترين روز زندگيش دست از مجاهدت برنداشت و در شب ازدواجفرزندش با شنيدن خبر گروگان گيري (بعضي از كاركنان ) توسط اشرار همان شب راهي منطقهلارستان شد و در يازدهمين روز بهمن ماه سال 1378 بر اثر نقص فني چرخبال و سقوط دردرياچه مهارلو به جمع جان باختگان طريق فضيلت و آزادگي پيوست و با كاروان راهيانسپيد همراه شد تا با شهادت مظلومانه خود لزوم حراست مستمر و همه جانبه ازدستاوردهاي انقلاب اسلامي را گواهي نمايد.

دعایمان کنید

یازهرای مرضیه سلام اله علیها

 

 

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد