w w w . m y m e r a j . i r

بسم رب فاطمه سلام اله علیها

 

صبور،متواضع،گشاده رو و بشاش بور. در تمام امور ايثار و گذشت بسياري از خود نشان مي‌دادو در هر كاري كه پيش مي‌آمد ابتدا خود پيشقدم مي‌گرديد. به هنگام عمليات و در زماني كه آتش دشمن در خط مقدم شدت پيدا مي‌كرد. در خط اول حضور مي‌يافت و آخرين وضعيت منطقه را براي برنامه‌ريزي صحيح و هدايت دقيق آتش،بررسي مي‌كرد. در تصميم‌گيريها از نظرات ديگران سود مي‌جست و در برخوردها و قضاوتها عدالت را رعايت مي‌كرد. در روابط اجتماعي،با ديگران رفتاري پخته و پسنديده داشت و در محيطي كه حضور پيدا مي‌كرد همگان را تحت تاثير قرار مي‌داد. شهيد شفيع زاده در انجام واجبات و ترك محرمات كوشا بود،به مستحبات اهميت مي‌داد،اهل نماز شب بود،كم سخن مي‌گفت و با كردارش ديگران را به عمل صالح دعوت مي‌كرد. از تشريفات و تجملات به شدت دوري مي‌جست و سادگي و بي‌آلايشي را مشي خود قرار داده بود. از زماني كه خود را شناخت همواره در سعي و تلاش بود. در ايام پيروزي انقلاب اسلامي شب و روز نمي‌شناخت و بعداز آن در طول جنگ تحميلي ،مخلصانه انجام  وظيفه مي‌نمودو هرگز راحت در بستر نهفت.

 

 وصيت شهيد شفيع زاده 

 

خدايا من به جبهه نبرد حق عليه باطل آمده‌ام تا جان خود را بفروشم. اميدوارم خريدار جان من تو باشي،نه كس ديگر....دلم مي‌خواهد كه در آخرين لحظه‌هاي زندگيم ، بدنم و جسمم آغشته به خون در راه تو باشد؛نه راه ديگر. ...سلام بر امت شهيد پرور و نمونه كه با حضور هميشگي خود در همه صحنه‌هاي حق عليه هميشگي خود در همه صحنه‌هاي حق عليه باطل،اسلام و امام را ياري كرده و قدرت نفس كشيدن و خواب راحت را از دشمن سلب كرده است.

 

در تاريخ 8/2/66در منطقه عملياتي كربالي 10 در شمال غرب(منطقه عمومي ماووت)در حالي كه عازم خط مقدم جبهه بود،خودروي وي مورد اصابت تركش گلوله دشمن قرار گرفت و به آرزوي ديرينه خود نايل شد و با بدني قطعه قطعه و غرق به خون به ديدار معشوق شتافت. او همان طوري كه در عرصه نبرد با دشمن متجاوز مراتب بالايي از توان و تخصص،مديريت و پشتكار را ارائه داد،در ميدان نبرد با نفس اماره نيز موفق و سربلند بود.ايثار و از خود گذشتگي،بخصوص اخلاص او كم‌نظير بود و نهايت دقت و مراقبت را به عمل مي‌آورد كه اعمال و فعاليتش تماما خالص و قربة‌الي الله باشد. او بااقتدا به مولايش امام حسين(ع)شهادت را فوز عظيم مي‌دانست و همواره مشتاق آن بود.

 

در يكي از شبهاي عمليات،در دست نوشته‌هايش مي‌نويسد:

 

«خدايا من به جبهه نبرد حق عليه باطل آمده‌ام كه جان خود را بفروشم .اميدوارم خريدار جان من تو باشي...به حق محمد و آلش مرا زنده به شهر و ديارمان برنگردان. دلم مي‌خواهد در آخرين لحظه‌هاي زندگي‌،بدنم و جسمم آغشته به خون در راه تو باشد...»

 

دعایمان کنید

 

یازهرای مرضیه سلام اله علیها

 

 

 

 

 

>

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد