w w w . m y m e r a j . i r

بسم رب فاطمه سلام اله علیها

سرلشکر «حسن آبشناسان»، (1315ـ1364) توانایى خیره‌کننده‌اى در فنون نظامى و شگردهاى رزمى داشت. مردى با مؤلفه‌هاى مثال‌زدنى و برخاسته از ژرفاى زندگى اجتماعى مردم ستم‌کشیده همین دیار. عارفى که دانش‌ و توان انسانى‌اش رشک‌برانگیز بود. کسى که شخص «صدام حسین» براى سرش جایزه تعیین کرده بود و عراقیها هراس داشتند به دشت عباس، جایى که آبشناسان و گروهش آنجا بودند، بیایند. حسن آبشناسان، فرمانده نیروهاى مخصوص ارتش (کلاه‌سبزها) اوایل جنگ، با یک گروه 8 نفره چریک، کارى کرد که در رادیو عراق اعلام شد، یک لشکر از نیروهاى ایرانى در دشت عباس مستقرند.حسن سال 1315 در امامزاده یحیى، نزدیک نازی آباد، به دنیا آمد. چون تولدش چند روز قبل از شهادت امام حسن (ع) بود، مادرش اسمش را گذاشت حسن. سال 1335 بعد از گرفتن دیپلم تصمیم گرفت برود دانشگاه افسرى، اما احتیاج به کسی داشت که ضمانتش را بکند. مادرش گفت می‌رویم نزد عمویم. سرهنگ زنده نام احترام زیادی برای آبشناسان‌ها قائل بود. هر چند هیچ وقت به زبان نمی‌آورد، اما حسن را خیلی دوست داشت. سرهنگ، حسن را نصیحت کرد و گفت حرفی ندارد ضامنش بشود، اما اگر توی ارتش می‌رود باید خودش را فراموش نکند و آدمها و محیط اطرافش تحت تأثیر قرارش ندهد. حسن سرهنگ را دوست داشت، آن موقعها دلش می‌خواست مثل او قوی و بااراده بشود.
شبهای جمعه، از دانشگاه می‌کوبید می رفت امیریه، خیابان قلمستان، منزل سرهنگ و بعد از شام از دانشگاه حرف می‌زد. می گفت فقط دو نفر هستیم که نماز می‌خوانیم. او از تمرینهای سخت دوره رنجر می‌گفت. عکسهایش را در حال پرش از روی سرنیزه‌ها در حال چتر بازی و کوه‌نوردی نشان می‌داد. همه انگشت به دهان نگاهش می‌کردند. دستهایش بزرگ و قوی شده بودند. چنان قد کشیده بود که کسی باور نمی‌کرد این همان حسن یکى- دو سال پیش است. وقتی حرف می‌زد، سرهنگ یک گوشه می‌نشست و به او خیره می‌شد و رفتارها و حرکاتش را زیر نظر می‌گرفت.حسن در سال 1339 با درجه ستوان دومى فارغ التحصیل شد و دوره مقدماتى را در سال 1340 به پایان رساند. پس از فارغ‌التحصیلی، از همان ابتدا در شهرستانهای دور افتاده به خدمت مشغول گشت و برغم همه مشکلات و نابسامانیها، باهمت و جدیت کار می‌کرد. اولین دوره رنجر را که در ایران تشکیل شد، طى کرد و در سال 1356 دوره هاى عالى ستاد فرماندهى را را هم با موفقیت پشت سر گذاشت.
بعد از خوزستان در سال پنجاه به استان فارس منتقل شد و حدود ده سال شیراز بود. در این مدت دوره تکمیلی چتربازی و تکاور کوهستان را در داخل کشور و اسکاتلند گذراند و به زبان انگلیسی مسلط شد. ورزیدگی و آمادگی بالای روحی و جسمی او همواره زبانزد بود. او در تمامی لحظات عمرش از اوان جوانی به ورزش و تحرک پایبند بود و در طول خدمت در درجات پایینتر همواره در سمت افسر ورزش یگان انجام وظیفه می‌نمود. شهید آبشناسان، در ورزشهای دوومیدانی، والیبال، بسکتبال، پینگ پنگ، شنا، سوارکاری و جودو صاحب مهارتهای بالایی بود.

 

دعایمان کنید

 

یازهرای مرضیه سلام اله علیها