w w w . m y m e r a j . i r

بسم رب فاطمه سلام اله علیها

 شهيدرضاگوديني درگودين كنگاور ديده به جهان گشود درخانواده اي كه همه چيز آن براي خدابودرشدكرد. درسالهاي56و57شب وروز براي پيروزي انقلاب آرام نداشت پس از پيروزي انقلاب درباختران (كرمانشاهامروزي) همراه با برادر شهيدعلي سوري (فرمانده اسبق عمليات سپاه باختران) به آموزش نظامي برادران وخواهران پرداختند.پس ازسركوبي اشرارخائن دمكرات به باختران بازگشت وبه آموزشگاه پزشكياري اعزام شد. پس ازچندهفته بودن درآموزشگاه باشروع جنگ تحميلي سر از پا نشناخته به سوي گيلانغرب شتافت واينجاقسمت اعظم فعاليت اعجاب آميزش بود،بطوريكه آن روزها نام پرافتخاراين شهيددرسراسرجبهه هاومحورهاي گيلانغرب تاقصر وتا سومار براي تمامي رزمندگان آشنابود،چراكه رضاخواب را به چشم مزدوران بعثي ازخدا بي خبر حرام كرده بود،بصورتيكه درماموريتهاي گشتي،شناسايي و رزمي،او آسايش وامان را ازنيروهاي عراقي كه درخطوط مقدم بودندسلب كرده بودودرشناسايی هاي شبانه كه شبها بدون خبر ميرفت. در سنگرهایی که به دست سربازان اسلام می افتاد،می دیدند که بر روی تابلوهایی نوشته شده بود برای سر رضا گودینی اینقدر جایزه. بارها وبارها جاده هاي مواصلاتي دشمن رامين گذاري كرده بود

رضاپس ازيك سال ونيم فعاليت درگيلانغرب به فرماندهي عمليات سپاه استان باختران منسوب شد،دراين مدت تمام اعمال وحركات وكلمات وحتي نگاه هايش،نمازخواندن و خدا خدا گفتنش همه وهمه بازتاب نورايمان بود. آخرين ماموريت رضافرماندهي گردان حنين بودكه درعمليات والفجر بايستي يكي ازنقاط سوق الجيشي درشمال فكه را از لوث وجود دشمن پاك نمايددرسر راه،آنها ميادين وسيع مين وچند رديف سيم خاردار راكه پشت سرگذاشتندتازه به كانال عميق وطويل وعريض كه نشانه خوف وجبن و زبوني كافر بعثي بودرسيدند دلاورانه همه موانع راپشت سرگذاشتند وبه خطر درگيري رسيدند،دشمن بااحساس خطر از زمين و هوا حمله ور شد وباتمام سلاحهاي سنگين ونيمه سنگين به روي گردان آتش گشود،غرش تانكها و زوزه گلوله هاي توپ،تير مستقيم و موج انفجارخمپاره و باران تير كاليبر ريز و درشت،هوا راغبارآلود و فولاد راذوب ميكرد وزمين راشخم ميزد، نيروهاي عراقي و سوداني و اردني مستقر در روي تپه استراتژيک مهركور پابه فرارنهادندوسربازان امام اين معجزه قرن و ياور مستضعفين با فريادهاي الله اكبر برفراز تپه رفتند،آتش دوربرد سلاح هاي دشمن يك لحظه قطع نميشد وبدين دليل تدارك عملا"ممكن نبود رضا يك ظرف بيست ليتري آب به صورت سينه خيزحمل ميكردوداخل  كانال مواصلاتي سنگرهاي تصرف شده كه به عمق 80 سانتيمتر وپهناي 80 سانت تعبيه شده بود به برادران آب ميرسانده. شايدباورنكنيد،ولي خداگواه است آب رابه هركدا مكه ميدادندكه بياشامد باوجودعطش شديد امتناع مي ورزيدند،آنهاميخواستندكه ابتدا آب به افرادي كه جلو ترند برسد .تعدادي آب ننوشيدند و از شدت عطش جان به جان آفرين سپردند

.سرانجام درظهرخونين چهارشنبه -24 فروردين -  رضا گوديني به لقاءالله پيوست جسم مطهر رضابر روي خاك تفتيدهء جنوب ماند تا بعد از 8 سال به زادگاهش دهستان گودين به خاك سپرده شد


دعایمان کنید

 

یازهرای مرضیه سلام اله علیها